زمينهای برای طرح مسايل سياسی اجتماعی ايران و جنبش كردها |
تحلیل سیاسی
شرکت گسترده، هدفمند و با شکوه مردم کرد در کنار دیگر شهروندان ایرانی در دهمین دوره ریاست جمهوری علیرغم گلایه های جدی و بجایشان از حاکمیت، نشان از آگاهی و اراده عالی کردها برای ایجاد تغییر در روش و منش حکومتی و اصلاح امور کشور داشت و دارد. بعنوان یکی از فعالان سیاسی و فرهنگی مناطق کردنشین ضمن ادای احترام به حضور آگاهانه مردم و اعتمادی که به اصلاح طلبان کردند،نگرانی عمیق و جدی خود را از مهندسی ناشیانه و اعلام نتایج آراء به نفع کاندیدایی که مد نظر اکثریت مردم نبود اظهار می کنم. زیرا این شیوه برخورد با آرای مردم ضمن اینکه موجب سلب اعتماد عمومی مردم نسبت به نقش سیاسی آنها و حکومت می گردد، بدعتی را در کشور ایجاد کرد که به سمت نادیده گرفتن دخالت و تاثیر آرا و رفتار سیاسی مردم در تشکیل حکومت می رود. پدیده ای که در ابتدا قانون اساسی موجود کشور را نقض می کند و در آینده می تواند به نوعی دگردیسی در نظام سیاسی که پایه آن جمهوری است، کشیده شود. از این رو می توان گفت که:
· رای مردم امانت قانونی و اخلاقی در دست مسئولان است، بنابراین هرگونه جابجایی آرای مردم تجاوز به حق الناس و حقوق عمومی مردم است.
· بدنبال اعتراض سه کاندیدای ریاست جمهوری به ویژه کاندیداهای اصلاح طلب و راه پیمایی میلیونی مسالمت آمیز مردم، اقتدار طلبان تجمع مدنی مردم را به خشونت کشیده و متاسفانه عده ای را قربانی کردند. در کنار آن نیز بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی کشور که از هواداران یا حامیان کاندیداهای اصلاح طلب بودند همراه با جمعی از روزنامه نگاران بازداشت و در وضعیت نامعلومی بسر می برند. این شیوه از رفتار با حرکت مسالمت آمیز مردم، تداعی کننده برخی از حرکت های سیاسی سازمان یافته توسط فرماندهان نظامی در ورای چهارچوبهای قانونی وظایف آنهاست. بدون شک آزادی همه بازداشت شدگان و از آن جمله روزنامه نگاران، فعالان سیاسی و رهبران اصلاح طلب می تواند در کاهش بحران سیاسی موجود موثر باشد. نمی توان انکار کرد که اعتراض مدنی و مسالمت آمیز مردم، از جمله حقوق و آزادی های سیاسی قانونی آنها است. متاسفانه شیوه رفتار رسانه ملی و گروههای فشار با برنامه سازی رسانه ای، به سمت آن رفته تا به آن صفت مجرمانه دهند.
· حمله به دانشجویان در کوی دانشگاه تهران و در ادامه به دیگر دانشجویان دانشگاههای کشور، به بخشی از رفتار خشونت آمیز گروه های فشار تبدیل شده است. در حمله اخیر وضعیت بگونه ای دردناک بوده است که از سوی ریاست مجلس هشتم کمیته ای برای بررسی موضوع حمله سازمان یافته به دانشجویان تشکیل شده است. دانشجویان در همه کشورها در صف اول درخواست تغییر ایستاده اند. در سالهای اخیر بجز تجربه چین در میدان "تیان آن من" مورد دیگری از سرکوب حرکت های دانشجویی نداشته ایم. به نظر می رسد که در این زمینه هم برداشت گروههای فشار بسیار غیر منطقی است.
· باید پذیرفت که جامعه یک دست و یک رنگ در حال حاضر در هیچ جای دنیا جای ندارد. به زور هم ایجاد نمی شود. اینکه از رسانه ملی فقط یک نظر القا می شود و چنین وانمود می کند که همه یک جور فکر می کنند، تنها ناشی از تسلط قدرت بر رسانه است. اگر رسانه ملی می توانست به صورت نسبی هم که شده جایی برای دیدگاه های متفاوت مردم و گروههای سیاسی دیگر باز بکند، شاید فضای سیاسی ما بسیار متفاوت با آن چیزی بود که در حال هست.
· من اعتقاد دارم که بهتر است به خواست اکثریت مردم و کاندیداهای اصلاح طلب تمکین شده و نتایج اعلام شده برای انتخابات ابطال شود. و ترتیبی داده شود تا با یک دوره گذر کوتاه مدت انتخابات مجدد برگزار شود. زیرا خطر اینکه در آینده نیز گروههایی که رای نیاورده اند بخواهند از این روش برای بر هم زدن نتایج استفاده کنند ( استدلال فعلی شورای نگهبان و وزارت کشور)، منتفی است. اعتراض دو نامزد اصلاح طلب و مردم آن نیست که چون رای نیاورده اند باید انتخابات به هم بخورد. بلکه اعتراض به نحوه برگزاری انتخابات(بدون حضور روزنامه نگاران و مخصوصا قرائت آرا شهر به شهر و پخش مستقیم آن با استقرار صدا و سیما در ستاد انتخابات کشور) است. از قضا اگر این انتخابات با نتایج اعلام شده تثبیت شود، در دوره های بعد هرکس زمام امور وزارت کشور را برعهده داشته باشد می تواند رئیس جمهور را تعیین کند. خطر این از آن بیشتر است.