تبليغاتX
وب‌نوشت عبدالعزيز مولودی - دیدگاه
 
زمينه‌ای برای طرح مسايل سياسی اجتماعی ايران و جنبش كردها
 

ما نیز مردمی هستیم

رضا علیجانی

روزنامه اعتماد ملی شماره 952 ص1

فضای قبل و دوران انتخابات (بویژه بر اثر مناظره‌های تلویزیونی)، به‌رغم محدود بودن نامزدهای تایید شده بر اساس نظارت استصوابی، به تدریج به سمت نوعی شادابی و مشاركت ملی در داخل و خارج از كشور، برای تاثیرگذاری نسبی بر سرنوشت چهار سال آینده خود پیش رفت. اما اعلام آرا كه با درك و شهود بخش مهمی از افكارعمومی به طور اعجاب‌آوری در تعارض بود، این شادابی ملی را به كام آنان تلخ نمود. پس از آن نیز اعتراض فطری و عقلی آنان كه به شكل مسالمت‌آمیز و علنی مطرح می‌شد، با پرهیز از میدان‌دادن قانونی (طبق اصل 27 قانون اساسی) به آن، مورد تحمل واقع نشد و نه‌تنها این ندا كه مطالبه حق می‌نمود شنیده و موثر واقع نشد. فضا با تبلیغات معمول تقلیل‌گرایانه رسانه‌ای كه باید ملی باشد، دو قطبی شد و تلاش گردید این بخش جامعه را نادیده بگیرند. بر فضای دستگیری‌های فعالان سیاسی و مدنی نیز همین ادبیات حاكم بود. دلایل ناباوری و اعتراض به این فضا را چنین برمی‌شمارم: 1- در این انتخابات بیست تا بیست و پنج درصد (در حد 10 میلیون) آرا خاموش وارد انتخابات شده‌اند. خیلی طبیعی است كه كسی باور نكند آرای خاموش برای حمایت آقای احمدی‌نژاد وارد انتخابات شده باشد. 2- برخلاف انتخابات قبل كه رنگ مسائل بومی – قومی در انتخابات كاملا مشهود بود (آقای مهرعلیزاده در آذربایجان، آقای كروبی در استان‌های زاگرس‌نشین، آقای لاریجانی در مازندران و آقای معین در سیستان و بلوچستان رای اول را داشتند)، این بار آقایان موسوی و كروبی حتی در زادگاهشان نیز شكست خوردند و آقای كروبی به شكل معناداری حتی از تعداد اعضای ستادها و حزب اعتماد ملی و دوست و فامیل‌هایش كمتر رای آورده است! 3- بین مجریان و ناظران بر انتخابات هم‌سویی سیاسی وجود داشته و عملا كنترل و نظارت بی‌معنی شده است. 4- نحوه اعلام آرا نیز با استانداردها و معیارهای كاربردی علم آمار در این حوزه نمی‌خواند و از ابتدا تا انتها این منحنی بسان یك خط راست و مستقیم حركت كرده است. (بعدا هم آقای دانشجو مسئول ستاد انتخابات كشور به صراحت اذعان كرد كه آنها در ابتدا آرای روستاها و شهرهای كوچك كل كشور را كه زودتر به مركز رسیده بود اعلام كرده‌و سپس آرای شهرهای بزرگتر به آنها ضمیمه شده‌است. وی می‌خواست بگوید برخلاف دوره‌های قبل آرا استان به استان اعلام نشد تا این امر را توجیه كند كه در گذشته معمولا در برخی استان‌ها یكی و در دیگری فردی دیگر رای اول را می‌آورد. اما حواسش نبود كه این نحوه پاسخ‌دهی و توجیه، مشكل دیگری ایجاد كرد و آن اینكه چگونه هم در روستاها و شهرهای كوچك و هم در شهرهای متوسط و بزرگ، در همه جا، رای مردم كاملا یكسان و با حدنصابی نسبتا ثابت بوده است؟) بعدا هم تحلیل‌های دیگری طبق نظریه آماری بن‌فورد (كه برای كشف فرار از مالیات با حساب‌سازی و... و از جمله كنترل آمار انتخابات نیز به كار می‌رود) منتشر شد كه با احتمال بسیار بالا (در حد 99/99) نشانگر غیرقابل باور بودن آرای اعلام شده است. بعدا این حالت ناباوری و حداقل پرسشگری را در میان بسیاری از افراد خارج از طیف اصلاح‌طلبان (از جمله ریاست مجلس، و برخی اعضای جامعه روحانیت و...) نیز مشاهده كردیم.

ما نیز مردمی هستیم

به هر حال این امر بسیار بدیهی، قابل تامل و پرسش از جناح حامی آرا است كه چرا تاكنون در هیچ انتخاباتی مردم به اعتراض عمومی دست نمی‌زدند (حتی در انتخابات قبلی كه آقای احمدی‌نژاد به دور دوم آن راه یافت). بنابراین تلاش برای اغتشاش خواندن اعتراضات عمومی مسالمت‌آمیز و نسبت دادن آن به گروه‌های سیاسی خارج از كشور و سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه و مسافران سفرهای هوایی از انگلیس! جز اصرار بر نادیده گرفتن این تردیدها و خدشه‌های مهم در نتایج اعلام شده نیست. اما حتی اگر در حد ناچیزی نیز ادعاهای مطرح شده درست باشد، ولی تقلیل این حركت كلی به این مسائل خرد نتیجه‌ای دربرنخواهد داشت. این ادبیات از درون‌مایه‌ای برمی‌خیزد كه از قضا منتقدان وسیعی در حد ملی در پی «تغییر» آن بودند. مشی و ادبیاتی كه در مناظره‌ها خود را نشان داد و با تعبیر خس و خاشاك پس از اعلام آرا نیز باز بنزین بر خشم منتقدین پاشید. اما آقای احمدی‌نژاد كه علاوه بر كارشناس دانستن خویش در همه امور، ظاهرا خود را از خطا در همه امور نیز مصون ومعصوم می‌دانند مجددا به جای یك عذرخواهی ساده دست به توجیهی زدند كه باز اصرار بر آن داشت كه ایشان خطایی نكرده‌اند و حرفشان را بدخواهان تحریف نموده‌اند. در حالی كه اعتراض به ایشان نه در رابطه با توهین به كسانی است كه رای داده‌اند. مگر هیچ آدم عاقلی پیدا می‌شود كه به كسانی كه رای داده‌اند توهین كند. بلكه به آن قسمت از حرف ایشان است كه معترضان را به خس و خاشاك تشبیه كرده‌اند. اما سیل انبوه معترضان كه همگان می‌دانند در روز یكشنبه گذشته چه حدفاصلی از خیابان‌های تهران را پركردند، همان‌هایی بودند كه قبلا به نامزدهای اصلاح‌طلب رای داده بودند، پس نمی‌توان گفت آنها وقتی رای می‌دهند، خس و خاشاك نیستند اما وقتی نتیجه رایشان را مورد سوال قرار می‌دهند خس و خاشاك‌اند! متأسفانه همین نگاه و ادبیات است كه اینك سعی می‌كند نه‌تنها اشكالات مردم منتقد را نادیده گرفته و با تبلیغات پرحجم تقلیل‌گرایانه به آن سوی مرزها حوالت دهد، بلكه حتی در دفاع از وضعیت موجود و مصالح و منافع خاص طیف محدود خود، امنیت و منافع ملی را بیش از پیش به خطر می‌اندازد. امروز پرسش‌ها و انتقادات جدی به آرای اعلام شده به صورت یك طرفه و با تبلیغات پرفشار دور زده و تنها به سوالات فرعی و حاشیه‌ای پاسخ داده می‌شود. اما بسیار طبیعی است اگر دولت و قدرت مستقر همچنان از سلامت و صحت انتخابات دفاع كند و نتواند منتقدان و معترضان را قانع كند و یا حداقل پاسخ‌های معقول به افكار عمومی بدهد، با مشكل مشروعیت مواجه خواهد شد. در مقیاس بین‌المللی نیز وضع بر همین منوال خواهد بود. از این حالت، هم چون چند سال گذشته، تنها صهیونیست‌ها راضی و خوشحال خواهند بود كه خواهان دوقطبی و رادیكالیزه شدن فضای منطقه برای فرار از صلح و تاخیر در امتیازدهی به فلسطینی‌ها هستند. آنها می‌خواهند هم‌چنان با استفاده از مواضع دولت ایران، كل جهان را علیه ایران تحریك كنند و با استناد به به اصطلاح خطر ایران و تحریكاتش در منطقه (و حتی جهان!) آدرس اشتباهی بدهند و با سیاستی «تقلیل‌گرایانه» هر نوع حق‌خواهی ومبارزه‌جویی در فلسطین و لبنان را به «دشمن» ایرانی‌نسبت دهند! در هر حال وضعیت انتخابات در ایران، اینك به سمت قفل شدن می‌رود در حالی كه هنوز راه‌كارهای ساده‌ای برای گشودن این گره، اگر تمایلی به به‌كارگیری تعقل و تدبر و انگیزه‌ای ملی برای جلوگیری از تشدید بحران‌ها در این سرزمین بلازده و مردمان گرفتار در تورم و بیكاری و آسیب‌های اجتماعی و... آن، وجود داشته باشد،متصور است. اصلاح‌طلبان و بویژه نامزدهای معترض (كه انصافا آقای موسوی بیشتر از حد تصور قبلی بنده بر حق‌خواهی خود پایبندی نشان داد و با اخلاق عقیدتی و ایدئولوژیك و غیرت تركی قابل ستایش خود همراه با آقای كروبی با صداقت و شجاعت لری خویش بر صیانت و دفاع از آرا مردم اصرار نمودند)، همچنان می‌توانند در كوتاه مدت بر این راهكارها تاكید نمایند: تقاضای برگزاری تجمع در محیط‌های غیرخیابانی (مانند استادیوم آزادی و...) و متعاقب آن پرسش از چرایی و هراس در ندادن مجوز برای اعلام نظر آرام منتقدان و شنیده شدن صدای آنها (كه حتی مورد تایید و اشاره رئیس و نائب رئیس همین مجلس نیز بود)؛ اعلام آمادگی برای مناظره تلویزیونی در رابطه با انتخابات (و متعاقب آن پرسش از علت عدم تشكیل و تداوم مناظره‌ها)؛ اعلام مستندات تكنیكال و اجرایی (نه تحلیلی و محتوایی) كه نتایج انتخابات را مورد پرسش و اعتراض حقوقی قرار می‌دهد (اصلاح‌طلبان به این قسمت به اندازه تحلیل‌های محتوایی بها نداده‌اند و به‌رغم برخوردار بودن از دهها استاندار و چندین وزیركشور كه خود تجارب فراوانی در امر انتخابات دارند،‌كم‌كاری‌ها و ناتوانی‌هایی نشان داده‌اند كه بعدا باید مورد نقد و تحلیل قرار بگیرد)؛ منازعه حقوقی با نهادهای مجری و ناظر انتخابات كه البته خود در انتخابات بی‌طرف نبوده‌اند (مستندات همین امر و دیگر مستندات باید بدون قهر و پرهیز منفعلانه با حضور فعال در همان نهادها ارائه شده و به افكار عمومی نیز گزارش داده شود). اینك اگر حداقل تدبیری در مجریان و حامیان انتخابات باشد با اندكی تسامح می‌توانند با ابطال بخشی از صندوق‌ها – به عنوان آرای بیش از حد مجاز – انتخابات را دومرحله‌ای كنند و اعتماد و آرامش را به جامعه برگردانند. نامزدهای معترض هم‌چون گذشته می‌توانند و باید با دفاع از اعتراض مسالمت‌آمیز مدنی برای صیانت از آرای مردم و انذار و مرزبندی جدی با هرگونه اغتشاش و دعوت مردم به آرامش و صبوری و اظهار همدردی با تالمات و مصیبت‌های مردم، با تدبیر و ابتكار مراقبت نمایند كه اعتماد مردم به خود را از دست ندهند. جامعه‌ای كه مردمان‌اش «اعتماد»شان را از دست بدهند، جامعه بیش از پیش ناهنجار و فروپاشیده خواهد شد. وقتی «اعتماد» باشد كورسوی «امید»ی نیز كافی است. اعتماد در ایران كه مردمانش بیشتر با عقل عملی نه نظری، به جهان می‌نگرند همواره برخاسته از «صداقت» است (نه «صدق» حرف‌ها و گزاره‌ها كه با تبلیغات بتوان زیرپوست جامعه تزریق كرد) و «دروغ» در بین ایرانیان، متاثر از دین زرتشت و اسلام، بزرگترین گناه و بدترین خصیصه است. هنوز زود است راجع به آینده و چشم‌انداز آن و راهكارهای درازمدت سخن گفت. كاملا واقعی و درست است كه ایران قبل و بعد از خرداد 88 با هم متفاوت خواهد بود. اما هر چه شود و هر چه كنند، ضمن تحلیل و جمع‌بندی «نظری» دقیق و راهبردی واقعیات، اما نباید در حوزه «عمل» به سیاه‌نمایی بیش از حد وضعیت پرداخت. پیامدهای این امر تنها به ضرر اقلیت مذكور نیست، بلكه به ضرر همه است. ایرانیان وطن‌دوست خارج از كشور، برخلاف چهار سال گذشته، اینك غرور ملی خدشه‌دارشده‌شان را بازیافته‌اند. نام ایران و ایرانی باز در چشم جهانیان و بیگانگان مورد ارزش و احترام واقع شده است. صداقت و سلامت و صلابت ایرانیان را در داخل كشور نیز پاس بداریم. اگر از هر سوی نیز نشانه‌های منفی و مایوس كننده باریدن بگیرند، وقتی در درون گرم و زنده‌باشی، زندگی و امید را بازخواهی ساخت. داستان توسعه و دموكراسی در ایران، در هر دور و مرحله‌ای، همچنان ادامه خواهد داشت. تاریخ كهن و معاصر ما از این فراز و نشیب‌ها زیاد به خود دیده است. ما نیز مردمی هستیم، باید دیده و شنیده شویم. امروز پایان تاریخ نیست. روز از نو، روزی از نو.

  

  نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 11:51  توسط عبدالعزیز مولودی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM