زمينهای برای طرح مسايل سياسی اجتماعی ايران و جنبش كردها |
حذف وبلاگ شخصی من به صورت ناگهانی
عبدالعزیز مولودی
در یك اقدام غیر اخلاقی وبلاگ شخصی من به طور كامل از روز دوشنبه 27 اسفند ماه 86 حذف شد. این اقدام غیراخلاقی كه از نشانههای بارز جامعه دارای بحران های سیاسی و فرهنگی است، علیرغم از بین بردن چند سال سابقه فعالیت روزنامهتگاری در فضای وب اینجانب، برایم چندان سخت و دور از ذهن نبود.مخصوصاً اینكه تعداد بازدیدكنندگان وبلاگ در آخرین روز فعالیت خود از مرز بیست و دو هزار بازدیدكننده گذشت. ازآنجا كه وضعیت جامعه ایرانی را كم و بیش درك میكنم، خیلی از حذف وبلاگ و سابقه خود در این زمینه ناراحت نیستم.برای من در واقع هر وقت بنویسم، وجود دارم بنابراین برای رفتن و بودن، وبلاگ دیگری را بر اساس الگوی وبلاگ اولیه خودم و با همان آدرس سابق راهاندازی كردم.امیدارم كه بزودی آخرین پستهای موجود را بر روی آخرین به روزرسانی وبلاگ دوباره در معرض دید خوانندگان قراردهم.
(تأمّلی در آثار سیاسی همگرایی ملّی مسلمانان شیعه و سنّی در ایران)
عبدالعزیز مولودی
اشاره: یادداشت زیر را حدود 10 سال قبل در سالروز تولّد پیامبر اسلام(ص) نوشتهام كه در مناطق اهل سنّت و كردنشین ایران معمولاً مراسم مولودیخوانی برگزار میشود. یادداشت را در شرایطی نوشتهام كه دولت آقای خاتمی حاكم بود و به طبیعت آزادهی خودشان، فضایی را مملوّ از تساهل فراهم كردند كه آثار ایجابی در داخل سیستم و درخارج از آن(میان اهل سنّت)ایجاد كرد. این دوره، دولت مستعجل بود و یك انتخابات از نوع دیگر، دستاوردهای حاصل را به محاق فراموشی برد. در نتیجه رفتارهای سختگیرانه مذهبی جای آنرا گرفت. اینك با گذشت یك دهه از آن زمان، یادداشت مذكور را بازخوانی كرده و دوبارهنویسی كردهام. تصوّر كلّی من آن است كه در مجموع شرایط نسبت به گذشته بدتر شده است.

عبدالعزیز مولودی
از 16 تا 19 مارس 1988، بمبهای شیمیایی بر سر حلبچه فرود آمدند و در نتیجهی آن، بیش از 5هزار نفر بینوا جان باختند و هزاران نفر زخمی شدند كه تا امروز هم از آثار برجای مانده آن رنج میبرند و این درد همچنان ادامه دارد.
هرچند تاكنون با یادمانها و برنامههایی جنبی آن، خاطرهی فاجعهی حلبچه در اذهان مردم كرد زنده نگهداشته شده و حدّاقل سالی یكبار موضوع بحث میشود؛ امّا به گمان من هنوز این مسئله بهصورت پرسشی بنیادین در ذهن، اندیشه و خودآگاه ما مطرح نشده است. تقریباً تمام واكنشها نسبت به آن احساسی و بهصورت بروز برخی رفتارها و احساسات، در جمعها و نشستهای گذرا بوده است و در این رهگذر نیز بسیاری از آن بهرهبرداری نمودهاند. این واكنشها بنا به اعتقاد شیرزاد حسن- داستاننویس كرد- بهجای اینكه عقل مخاطب را مورد خطاب قرار دهد، در پی خطاب قرار دادن احساس و حسّ ترحّم مخاطب است تا بهوسیلهی بیان فجایع انسانی مذكور كه در مورد كردها مكرّر اتفاق افتاده است، خود را به دیگران بشناسیم و وارد تاریخ شویم.
عبدالعزیز مولودی
قبلاً در یکی از یادداشتهایم که به عنوان محور اصلی طرح اندیشههایم در مورد انتخابات مجلس هشتم منتشر شد، سه موضوع بهم پیوسته را مطرح کردم. بنا بر آن داشتم که به توضیح هریک از آن سه محور بپردازم. اکنون با مرور آن سه اندیشه؛ در صدد آن هستم که به بررسی مهمترین مشکلات جامعه و دولت در ایران بپردازم. مشکلاتی که سابقه طولانی در کشور داشته و وجود آنها خود در مرحله بعد به عنوان عامل مؤثر در شکلگیری بحرانهای سیاسی، انقلاب و جنگهای رویداده و فروپاشیهای پی درپی دولت در تاریخ کشور عمل کرده است. سه اندیشه مورد نظر عبارت بودند از تأکید بر سه موضوع در برابر سه معضل بهترتیب زیر:
1) تأکید برعقل در برابر تعصب
2) تأکید بر بردباری در برابر تکبر
3) تأکید بر حکمت صلح در برابر بلاهت جنگ
این اندیشهها را من از "میشل دو مونتنی"، اندیشمند و نویسندهی فرانسوی قرن شانزدهم گرفتهام(ضیمران محمد، 1385،ص30) که در مقالات خود سهگانهی بالا را در بررسی وضعیت اروپا در دورانی که جنگ میان کاتولیکها و پروتستانها در فرانسه به اوج خود رسیده بود، مطرح کرد و در این بین وی طرفین دعوا را به خویشتنداری و تساهل دعوت میکرد.
انتخابات و دعوای جمهوریت–اسلامیت در ایران
عبدالعزیز مولودی
دعوای جمهوریت و اسلامیت نظام از ابتدای شکلگیری رسمی جناحبندیهای سیاسی در ایران، از دعواهای اصیلی است که به نوعی سابقه تاریخ آن به صدر مشروطه برمیگردد. این مسئله ابتدا در قالب مشروطه و مشروعه و توسط نمایندگان فکری آن مطرح شد. نمایندگان مجلس اول مشروطه حداقل اگر از سطح سواد زمان پایینتر بودند به یقین از نظر اراده نمایندگی و تلاش برای آنکه در قالب نماینده مشروطه ظاهر شوند؛ تلاش جدی کردند.آنها شبهای زیادی در کنار نور کم سوی چراغ به"مشق دمکراسی"پرداختند تا بتوانند "طبایع استبداد"را بخوبی بشناسند و بوسیله قانون بر سرکشی قدرت و استبداد مهار زنند. در دعوای مشروطه و مشروعه که در واقع مجلس نوبنیاد مشروطه را به دورشدن از رسالت اولیه کشاند، در نهایت این استبداد بود که با کنار آمدن با این(مشروعه)، به کنترل و بیاثرکردن آن(مشروطه) توفیق یافت.
مناطق کردنشین درانتخابات مجلس هشتم
را در اینجا بخوانید.